أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

266

قانون ( فارسى )

بازدارد و گوهر سرد خاكى دارد . آرايش : آب و آب‌پز مازو رنگ مشكى مو است . زخم و قرحه : با سركه بر ( قوبا ) مالند قوبا را از بين مىبرد . سائيدهء مازو را بر گوشت سست و زائد پاشند مىگدازد . سر : رطوبتهاى تباه را به زبان و لثه راه نمىدهد . داروى زخم دهان و بويژه اگر با سركه باشد در شفا دادن زخم دهان كودكان بسيار سودمند است و اگر بر دندان كرم‌خورده نهند سود بينند . اندامان راننده : سائيدهء مازو را در آب حل كنند و بخورند علاج قرحهء روده و اسهال هميشگى است و اگر با غذا مخلوط كنند باز در علاج اسهال مزمن مفيد است . عليق ( تمشك ) : تمشك چندين نوع است : نوعى را عليق الكلب گويند كه نسترن باشد ، ثمرش به اندازهء زيتون و در داخلش چيزى مانند پشم موجود است « 1 » . اين نوع در نواحى شهر زور و اطراف ( فاسوس ) پيدا مىشود . نوع ديگرى هست كه عليق بدون كلب است و آن را در فارسى تمشك نامند . اين نوع خارهاى ريز دارد و شاخه‌هايش از شاخه‌هاى نسترن كوهى بسيار نرم و نرمش‌پذيرتر است ، و در كوهسارى رويد كه اسم خود را از آن گرفته است . و هم از تيرهء تمشكان تمشكى است كه خاردار نيست و كنش آن با كنش تمشك خاردار برابر است و تنها برتريش بر تمشك متقدم الذكر آن است كه اگر گل اين را خوب بكوبند و با عسل مخلوط كنند و بر چشم بمالند آماس گرم چشم را فرونشاند . بعضى گفته‌اند عليق عوسج است و من باور نمىكنم و بنظرم عليق كه تمشك است و عوسج كه ديوخار است ، دو رستنى از هم جدا مىباشند . و اگر نگاهى به كتاب ديسقوريدوس كه موسوم به ( الحشائش فى هيولى الطب ) اندازيم مىبينيم كه ديسقوريدوس هريك از عليق و عوسج را جداگانه شرح داده و شكل و كنش هر دو را متفاوت دانسته است و مىفرمايد عليق معروف است و نيازى به معرفى ندارد . بگذار به شرح تمشك و نسترن كوهى كه عليق و عليق الكلب نام دارند بپردازيم : گزينش : افشره‌اش كه از تابش آفتاب منعقد گردد تأثير بيشتر دارد . مزاج : سرد و خشك است و ثمر رسيده‌اش تا اندازه‌اى گرمى دارد . خاصيت : همه اجزايش قبض و خشكاننده است ، ليكن برگش كه داراى مادهء آبى است كمتر قبض و خشكاننده است . آرايش : شاخه و برگها را باهم در آب بپزند رنگ مو است . ورم و جوش : ضماد عليق و برگ عليق در منع سرايت مورچگى و علاج باد سرخ مفيد است . عليق خلط غليظ ( پرمايه ) مىدهد . عليق را اگر بخشكانند قبوضيتش آشكارتر است . گلش هم قبض است . در بيخ عليق لطافتى همراه گيرندگى موجود است و ازاين‌روى سنگ را خرد كند . زخم و قرحه : زخمها را بهم آرد و در علاج قرحهء سر نافع است . سر : برگ يا ثمر رسيده‌اش را بخايند زخم دهان را شفا دهد و لثه را استوار كند . افشرهء برگ و برش درد گرم دهان را شفا دهد . برگش بهترين داروى قرحهء سر است . زياد خوردن بر عليق سردرد آورد . چشم : از برآمدگى اطراف چشم مفيد است . سينه : همه اجزايش از خون برآوردن نافع است . اندامان غذا : برگ آن را ضماد كنند معدهء ناتوان و آمادهء پذيرش مواد نامناسب را قوى گرداند . اندامان راننده : بندآورندهء شكم است . اگر ثمر عليق الكلب را از پشم داخلش جدا سازند و بپزند ؟ آب‌پزش شكم

--> ( 1 ) - در كردى - عليق الكلب را شيلان و در تركى أيت بورنى نامند . اما تمشك را در كردى ( توترك ) گويند .